تبليغاتX
کانون هنری
 ما آدما تا کی می خوایم همدیگر رو نفهمیم و فکر کنیم زندگی می کنیم حرف می زنیم و دوست می داریم .

هر کسی زندگی می کند را نمی بینیم و وقتی رفت برایش اشک می ریزیم... این قانون نا نوشته ی ما شده و همه به اون عمل می کنیم - حالا برای من اتفاق بدتری افتاد که شاید برای هر کسی جز من هم رخ بده .

وقتی خبره خاموشی خسرو شکیبائی رو شنیدم در جمعی بودم که با اسم پدرانه آسمانی مشغوله یاده پدارانشان بودند - جمعی که عزیزانشان را از دست داده بودند بخاطره من و تو و شاید نه دسته کسانی در کار بود که آنها بروند تا ما اینگونه فکر کنیم - ساعت ۲ بعد از ظهر بود - فرحزاد .

من که تازه خبر رو شنیده بودم بی اختیار گفتم دوستان هامون خوش صدای ایران از پیش ما رفت ... بعد از گفتن این جمله سریع به چهره ی همه نگاه کردم و خواستم احساس اونهارو توی چهرشون ببینم اما فقط یکنفر حرفی زد و گفت : من خیلی دوسش داشتم (کمی خندید و ادامه داد ) حالا این آقا پای منقل افتاده و مرده؟ - من هیچی نگفتم و فقط این به ذهنم رسید که آره خسرو شکیبائی رو هیچکس ندید حتی حالا که فکر می کنیم نیست !

خسرو عزیز من و تمامه بچه های کانون دوستت داریم نه برای ارضاء حس رفتنت برای خوده خودت - راستی یه فیلم هم از ت توی کانون گذاشتیم اتوبوس شب و همینجا قول میدیم که اولین پائیزه کانونمون رو با یاده تو شروع کنیم ...

 

+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 17:9 |
 خسرو شکیبایی بازیگر نامی سینمای ایران دارفانی را وادع گفت.

شکیبایی در ساعات آغازین روز جمعه به علت سکته قلبی و در سن 64 سالگی درگذشت.

زندگی نامه خسرو شکیبایی

وی که فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است فعالیت هنری را از سال 1342 با بازیگری تئاتر آغاز کرد.از جمله نمایش هایی که وی در آنها ایفای نقش نموده است.می توان به سنگ وسرنا، همه پسران من،شب بیست ویکم و بیا تا گل برافشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدان ها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.شکیبایی مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت.اولین بار در سال 1353 در فیلم کوتاه و 16 میلیمتری "کتیبه" به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. یک سال بعد به دعوت محمد رضا اصلانی در سریال "سمک عیار" ایفای نقش کرد و پس از آن در سریال هایی چون لحظه ،کوچک جنگلی ،مدرس ،روزی روزگاری ،خانه سبز ،کاکتوس ،آواز مه ،تفنگ سرپر  و در کنار هم ظاهر شد.شکیبایی در سال 1361 در حالی که مشغول بازی در نمایش "شب بیست و یکم" بود ،مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و در "خط قرمز" بازی کرد.

فیلم شناسی

 کتیبه(کوتاه-1353) ،خط قرمز(نمایش داده نشد-1361) ،دادشاه(1362) ،صاعقه(1363) ،دزد و نویسنده(1364) ،رابطه(1365) ،ترن(1366) ،شکار(1366) ،عبور از غبار(1368) ،هامون(1368) ،جستجو در جزیره(1369) ،بانو(نمایش در1377-1370) ،پرواز را به خطر بسپار(1371) ،سارا(1371) ،یک بار برای همیشه(1371) ،بلوف(1372) ،دردمشترک(1373) کیمیا(1373) ،پری(1373) ،خواهران غریب(1374) ،عاشقانه(1374) ،سایه به سایه(1375) ،سرزمین خورشید(1375) ،روانی(1376) ،زندگی(1376) ،دختر دائی گمشده(1377) ،لژیون(1377) ،عشق شیشه ای(1378) ،میکس1378) ،دختری به نام تندر(1379) ،کاغذ بی خط(1380) ،مزاحم(1380) ،اثیری(1380) ،صبحانه برای دو نفر(1382) ،سالد فصل(1383) ،ازدواج صورتی(1383) ،حکم(1383) ،ستاره ها(1384)....

افتخارات

 *برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره ی فیلم فجر(1368)،به پاس بازی در فیلم " هامون "

*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1373)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "

*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1371)،برای بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "

*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1375)،برای بازی در فیلم "سایه به سایه "

*نمزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره ی فیلم فجر(1380)،برای بازی در فیلم " کاغذ بی خط "

*کسب رتبه دوم نظر سنجی ماهنامه گزارش فیلم(1373) ،برای انتخاب بهترین بازیگران سینمای ایران

*نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از اولین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1370)،برای بازی در فیلم "ابلیس "

*برنده آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،به پاس بازی در فیلم  " یک بار برای همیشه "

*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش دوم مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،برای بازی در فیلم  " سارا "

*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم " کیمیا "

*برنده آهوی بلورین بازیگر برگزیده سینمای دفاع مقدس از پنجمین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم "کیمیا"

*بهترین بازیگر نقش اول مرد در اولین جشنواره سینما و زن(1374)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "

*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از بیست وسومین جسنواره فیلم فجر(1383)،به پاس بازی در فیلم " سالاد فصل

کانون فیلم عکس دانشگاه آزاد واحد همدان درگذشت این بازیگر مطرح سینمای ایران را به جامعه هنری و دانشجویان فرهنگ دوست کشورمان تسلیت می گوید.

+ نوشته شده توسط ¤¤  م. گاف  ¤¤ در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 14:59 |

بچه ها شما می تونید در قسمت نظر بهترین فیلم هائی که تا حلا دیدید رو برای بقیه ی دوستاتون بذارین و ما هم سعی می کنیم هر هفته یکیشون رو در وبلاگ نقد کنیم و در باره ی اون مطلب و مقاله بذاریم .

در ضمن آخر تابستان از طرف کانون فیلم به کسانی که بیشترین همکاری رو داشتن یک پک شامل ۱۰ تا دی وی دی فیلم به انتخاب خودشون داده می شه !

+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 14:26 |
سلام دوستان خوبم

 

یادتونه پنجشنبه ها همیشه  طرفای ساعت شش و نیم یه صدائی بلند می خوند: 

 اونورِ این‌ شب‌ِ کلَک‌ ، من‌ُ ترانه‌ تَک‌ به‌ تَک‌
 خونه‌ می‌ساختیم‌ روی‌ باد ، دریا می‌ریختیم‌ تو اَلَک‌
 مسافرای‌ کاغذی‌ ، رَد شده‌ بودن‌ از غبار
 تو قصه‌ باقی‌ مونده‌ بود ، شیهه‌ی‌ اسب‌ِ بی‌سوار
 گفته‌ بودن‌ صدتا کلید برای‌ ما جا می‌ذارن‌
 مزرعه‌های‌ گندم‌ُ برای‌ فردا می‌ذارن‌
 فردا رسیدُ خوشه‌یی‌ تو دست‌ِ ما باقی‌ نموند
 سقف‌ِ ستاره‌ها شکست‌ ، رو سرمون‌ طاقی‌ نموند
 با کلیدای‌ زنگ‌ زده‌ ، قفلای‌ بسته‌ وا نشد
 سکه‌ی‌ دلسپردگی‌ ، تو جوب‌ِ ما پیدا نشد
 
 تو سفره‌مون‌ همیشه‌ سین‌ِ ستاره‌ کم‌ بود
 همیشه‌ تا رسیدن‌ فاصله‌ یک‌ قدم‌ بود
 
 کسی‌ به‌ ما نشون‌ نداد که‌ انتهای‌ خط‌ کجاست‌ ؟
 آهای‌ درختای‌ انار ! دیکته‌ی‌ بی‌غلط‌ کجاست‌ ؟
 چرا تو آسمونمون‌ پرنده‌ گوشه‌گیر شده‌ ؟
 چرا نمی‌رسیم‌ به‌ هم‌ ؟ چرا همیشه‌ دیر شده‌ ؟
 تو دفترِ سکسکه‌مون‌ چن‌ تا ترانه‌ خالیه‌ ؟
 چن‌ تا ترانه‌ قصه‌ی‌ ممتدِ بی‌خیاله‌ ؟
 چن‌ تا صدای‌ بی‌صدا سکوت‌ُ فریاد می‌زنه‌ ؟
 زغال‌ِ شام‌ِ آخرُ دستای‌ کی‌ باد می‌زنه‌ ؟
 تو غیبت‌ِ حنجره‌ها ترانه‌سازیمون‌ چیه‌ ؟
 یکی‌ به‌ من‌ جواب‌ بده‌ ، آخرِ بازیمون‌ چیه‌ ؟
 
 تو بازی‌ِ کلاغ‌ پَر ، هیشکی‌ نشد بَرَنده‌ ،
 قصه‌ی‌ ما همین‌ بود: پرنده‌ بی‌ پرنده‌ !

امروز نمی دونم چند روز داره از آخرین دیدارمون میگذره ،   از آخرین مسافرای کاغذی ، از خوشه های بی گندمی که چیدیم ، از کلیدای زنگ زده ای که بر داشتیم و حتی از سکه های دل سپردگی که شاید گم کردیم ...

اما یه چیزی... !

  درسته که آفتاب به شب مبتلا شد و غریب واژه ی دیر آشنای خدا حافظی اول ما جرا ی خوب ما را به انتها ئی تلخ بدل کرد اما :صبح دیگری در راه است ... تا منو تو دوباره ما شویم .

(راستی آهنگه پرنده بی پرنده رو گذاشتم فقط کافیه یکبار اونرو پلی کنید تا لوود بشه و دیگه به راحتی می تونید اونرو کامل گوش کنید )

 

 

+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 16:6 |
این جا

 جای من نیست

بر روی این زمین غریبم

این آسمان سقف خا نه ی من نیست

نباید به اینجا می آمدم

این جا تبعیدگاه من است

چه گناهی مرا به این غربت دور رانده است ؟

من چیستم افسانه ی صد غرور در غربت دور تنهاترین تنها ها که اگر تنها  تر شوم باز خدا هست ... بی شباهت نیست تهائی علی را با علی و آزادگی علی را با حسین مقایسه کنیم آری این چنین است برادر ... دین جزئی زیبا از زندگی ماست شاید به سخره گرفته شده  و ایمان جز با محاسنت قابل احساس نیست و عشق جز با مالت . همه چی دست به دست هم داده تا ما فقط پرواز را به خاطر بسپاریم (بیشباهت نیست علی و فروغ که اگر بیشتر می بودند هر یک رهبری بزرگ برای هم کیشان خود می شدند ) دست تقدیر است یا عذاب الهی که گذشتگان ما خیلی ها را با دستها ی خود زنده زنده خاک کردند...

وقتی حرفهای دکتر سروش رو در شهروند امروز خواندم تنها بودن - تنها مردن  و تنها خاک شدن را با نگاه های دختران کوچک سیاه پوشش و دوست داران کم سن و سال  بی قدرتش و دشمنان سرمایه دار و کومونیسم و روحانی و زور مندش تنها و تنها چهره ی مردی را دیدم که ایمان و دوست داشتن روئین تنش کرده بود آزاده بود و آزاده رفت ...

                             

 در ادامه یه مقاله ار رضا کیانیان درباره ی شریعتی از سایت دکتر شریعتی گذاشتم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 13:5 |
پرونده : مخملباف علیه مخملباف

الصاقي‌ها

مخملباف كليد سينماي مخملباف است

محسن آزرم

ما، هنرمندان مسلمان، شاگردان بهشتي و مطهري و شريعتي و رجايي هستيم و عاقبت آنها را داريم. ما، عاشق شهادتيم و من اگر شهيد نروم، خسران عمر كرده‌ام. چه فرقي مي‌كند كه به تفنگ‌چپي‌ها و منافقين ترور شوم، يا به خمپاره بعث، يا به تيغ تهمت زراندوزان...

م. مخملباف در گفت‌وگو با هفته‌نامه سروش


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 19:14 |
 

سلام . توی این تعطیلی کانون و تب و تاب امتحانا ٬ اینجا انگار سوت و کور ترین گوشه ی دنیاست !

داشتم توی سایت های سینمایی گشت می زدم که یه مطلب درباره « مینای شهر خاموش » دیدم .

با توجه به اینکه اکران این فیلم در دانشگاه از موفقیت های کانون فیلم وعکس دانشگاه در این مدت کوتاه بود ٬ بد ندیدم که این مطلب رو در اینجا هم بذارم تا این وبلاگ هم یه نفسی بکشه !

موفق باشید .

 

«ميناي شهر خاموش» نماد سينماي ملي است

 

عزت‌الله انتظامي گفت: فيلم سينمايي «ميناي شهر خاموش»، يك فيلم كاملا ايراني و نمادي از سينماي ملي است و اميدوارم شرايط مناسبي براي اكران اين فيلم فراهم شود چون يك سروگردن از فيلم‌هاي كنوني بالاتر است.
عزت‌الله انتظامي بازيگر پيشكسوت سينماي ايران اظهار داشت: اين فيلم در بيست و پنجمين جشنواره فجر، در پي قضاوت داوران جشنواره كه از سينماگران مطرح ايراني بودند، جوايز خوبي به دست آورد و در عرصه جهاني هم نمايش‌هاي خوبي در جشنواره‌هاي متنوع داشته است.
وي با اشاره به برخي اظهارنظرها درباره اكران اين فيلم گفت: من معتقدم كه اين فيلم، هيچ مشكلي براي نمايش عمومي ندارد و به خوبي با تماشاگر ايراني ارتباط برقرار خواهد كرد.
آقاي بازيگر سينماي ايران تاكيد كرد: اگر در فيلمي بازي كرده باشم و خوب از آب درنيامده باشد،خجالت مي‌كشم كه بروم و آن را ببينم، ولي خوشبختانه چند بار به تماشاي اين فيلم همراه با تماشاگران رفته‌ام و از واكنش مخاطبان فيلم به ويژه هنگام نمايش آن براي ده هزار نفر از مردم بم بسيار لذت برده‌ام.
وي ادامه داد: «ميناي شهر خاموش»، با توجه به اين كه سومين فيلم آقاي رضويان است، فيلم خوبي است و از كار دوم او «تهران ساعت 7 صبح» خيلي برتر است. البته من ،آن فيلم را هم دوست داشتم.
اين بازيگر سينما گفت: البته من پيشنهاد دادم كه اسم فيلم «خاطره‌هاي بم» باشد، اما اميرشهاب معتقد بود كه «ميناي شهر خاموش» اسم بهتري است.
انتظامي گفت: «ميناي شهر خاموش» از ديگر فيلم‌هاي كنوني يك سر و گردن بالاتر و براي مردمي كه سينما را دوست دارند، بسيار آموزنده است به‌طوري كه تماشاگر فهيم و فرهيخته با تماشاي اين فيلم فكر نمي‌كند كه با يك فيلم معمولي مواجه شده است.
وي همچنين گفت: من و رضويان در «ميناي شهر خاموش» با تفاهم و گفت‌وگو كار كرديم و او به نظرات من خيلي اهميت مي‌داد. ما حدود يك سال روي فيلمنامه اين فيلم كار كرديم و توليد اين فيلم كار بسيار سختي بود. فيلمبرداري در گرماي طاقت فرساي بم انجام شد، ما گرما را به سختي تحمل كرديم و خدا را شاكرم كه به رغم همه سختي‌ها «ميناي شهر خاموش» فيلم آبرومندي از آب درآمد.

 

منبع : فیلم نیوز

 

+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. میم  ¤¤ در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 10:33 |

                                                                                 مطالب بیشتر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 9:38 |

همه چیز اگر کمی تیره می نماید...

                        باز روشن می شود زود

            تنها فراموش مکن این حقیقتی است:

                        بارانی باید، تا که رنگین کمانی برآید

و لیموهای ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود

و گاه روزهایی در زحمت

            تا که از ما، انسان هایی تواناتر بسازد.

خورشید دوباره خواهد درخشید، زود

                                         خواهی دید

+ نوشته شده توسط ¤¤  ش. صاد  ¤¤ در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 14:41 |
من فرزنده نا خلفه قرن بیست و چندمم ؟ که عاشقانه هایش را ته پاکت سیگارش پنهان می کند

نمی دانستم که افیون بیداری دود می کنند کسانی که محکومیتشان حبس ابد خواهران بی باکره است ! خودم نمی دانستم معجزه می کنم زندگی ام را می کشم هر صبح وقته آفریدن همین چند  ــــــــ

ـــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــ داید !

دادگاه تشکیل شد ...

محکوم : کانون فیلم و عکس

شاکی : عالم و آدم

حیئط منثفه : آلم و عادم

قاضی : آلم

منشی و غیره : عادم

جرم : همدلی همزبانی پاکی صداقت مهربانی درستی راستی عشق و ایمان

 

بدون شرحی بود با اندکی حرف دل از توضیح بیشتر معظورم !

 

+ نوشته شده توسط ¤¤  ر. سین  ¤¤ در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 12:9 |